حکایت من
حکایت من...
حکایت کسی بود که عاشق دریا بود
اما قایقی نداشت
دلباخته سفر بود
اما همسفر نداشت
حکایت کسی بود که زجر کشید
اما خنجر نزد
زخم داشت اما ننالید
گریه کرد اما اشک نریخت
حکایت من حکایت کسی بود که
پر از فریاد بود
اما
سکوت کرد تا همه ی صداها را بشنود.
نظرات شما عزیزان:
خیلییییییییییییییییییییییییییی یییییییییییییییی عالی بود.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)